مورگان فریمن در اول ژوئن سال 1937 در شهر ممفیس ایالت تنسی امریکا به دنیا آمد. این بازیگر بلند قد و سیه‌چرده سینما با سابقه‌ای طولانی در نقش‌های مکمل و دوم توانسته به عنوان یکی از قطب‌های کاراکترهای فرعی در هالیوود خودش را تثبیت کند. پس از مدت‌ها کسب تجربه در صحنه نمایش و صفحه کوچک تلویزیون، فریمن با اولین حضور خود در اثری به نام زبل خیابانگرد تماشاگران را شوکه کرد و به خاطر همین نقش، نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل سال 1987 شد. پس از آن نقش‌های کوچکی در فیلم‌هایی چون بربیکر1980، چشم شاهد 1981، معلمین 1984 ماری، یک قصه حقیقی و آنطور بود اینطور شد هر دو محصول 1985 ایفا کرد. فریمن از آن پس کوشید تا به جایگاه یک ستاره واقعی سینما برسد، فیلم‌هایی چون شیک و پیک 1988، آتش خودپرستی و رابین‌هود و شاهزاده دزدان 1991 در راستای همین هدف بودند. اما آنچه باعث شد فریمن در نقش منتقدان نیز بدرخشد بازی‌اش در نقش شوفر یک خانم پیر در فیلم رانندگی برای خانم دیزی بود که به خاطر آن برنده اسکار شد. او با نقش یک پلیس فاسد در فیلم جانی خوش تیپ مسیر جدیدی را در بازیگری آغاز کرد. پس از آن به خاستگاه دیرینش نمایش بازگشت و کمتر در آثار هالیوودی ظاهر شد تا اینکه سرانجام با نابخشوده در سال 1992 ساخته کلینت ایستوود به پرده نقره‌ای بازگشت. او یک نامزدی اسکار دیگری نیز به خاطر جان بخشیدن به یک زندانی در فیلم تحسین شده در رستگاری در شاوشنگ به دست آورد. از جمله نقش‌های به یاد ماندنی او می‌توان به کاراکتر پیر فیلم هفت اشاره کرد.

فریمن در سال 2005 دوباره با تیم فیلمسازی کلینت ایستوود همراه شد و در فیلم دختر میلیون دلاری بازی کرد. او در نقش ادی اسکرپ که وظیفه آموزش بوکس را بر عهده دارد بازی تاثیر گذاری از خود نشان داد. بازی او سبب شد که برنده اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای بازی در این فیلم شود. صدای مناسب فریمن باعث شد تا او در چندین برنامه وظیفه گویندگی نیز داشته باشد. او در برنامه‌هایی چون جنگ داخلی آمریکایی، موسسه فیلم‌سازی آمریکایی، کاخ سفید و بسیاری دیگر از برنامه‌ها که در بردارنده صنعت فیلمسازی آمریکا بود، گویندگی کرده است. در باره ی زندگی شخصی او میتوان گفت: والدینش هر دو در بیمارستان كار می کردند تا این خانواده پر جمعیت شامل 5 پسر و یك دختر را اداره كنند. در مدرسه مورگان از لوازم دست دوم استفاده می كرد اما شاگرد اول بود ولی پس از چندی مدرسه را ترك كرد. علاقه فراوانی به تئاتر و سینما داشت و با جمع آوری شیشه های آبجو و دریافت دوازده سنت به صورت روزانه به سوی آرزوهایش گام برداشت. تمامی برادرهای مورگان وارد ارتش شده بودند و او نیز با رسیدن به هجده سالگی به نیروی هوایی پیوست اما ترس از ارتفاع و حاضر نشدن در جلسه های آموزش پرواز سبب شد پس از چند سال مرخص شود. در دهه 50 پس از كارهای متعدد از جمله كار در گروه های رقص توانست به نیویورك برود و به عالم سینما پا بگذارد و چندین نقش كوتاه به او داده شد. در برنامه تلویزیونی «شركت برقی» شامل 780 قسمت که از سال 71 تا 77 به طول انجامید به ایفای نقش برای کودکان پرداخت. مورگان در كنار این برنامه به ایفای نقش بر روی صحنه و سینما نیز پرداخت و با پایان گرفتن این مجموعه بعد از چند کار تلوزیونی در سال 1980 با رابرت ردفورد در فیلم «بروبیكر» همراه شد. 

دیدگاه شما